تبلیغات
یا لثارات الحسین - آمد محرم ماه غم هنگام افغان و الم




آمد محرم ماه غم هنگام افغان و الم

شد کشته ی تیغ ستم، بر سینه ی صحرا حسین

سنگر به سنگر رو به رو، منزل به منزل، کوه به کوه

دارم حکایت مو به مو از حر بی همتا حسین

از بند تن یکسر رها، فیض دو عالم خون بها

سر داده هر دم این ندا، با جمله ی اعضا حسین

اینجاست منزلگاه ما، آزادگی شد راه ما

دست خدا همراه ما، دین را کند احیا حسین

هنگامه ای بر پا کنم، عالم پر از غوغا کنم

تا نور حق پیدا کنم، ببریده از دنیا حسین

اکنون شما ای کوفیان، سر بسته قتلم را میان

هشدار میگویم عیان هیهات ذلت را حسین

رسم شهادت خوی من، شد مصطفی الگوی من

گو مرگ آید سوی من، آماده سر تا پا حسین

اینجاست منزلگاه ما، آزادگی شد راه ما

دست خدا همراه ما، دین را کند احیا حسین

من زاده ی پیغمبرم، فرزند پاک حیدرم

صد چاک گر شد پیکرم، چون کوه پا بر جا حسین

گر زنده دین مصطفی، گردد به خیل خون ما

شمشیرها را گو بیا، ایستاده بی پروا حسین

دشمن هزاران در کمین، هم در یسار و هم یمین

با نام رب العلمین زد بر صف اعدا حسین

 

  • paper | ایران موزه | پاپو مارکت