تبلیغات
یا لثارات الحسین - گفتار عالیجناب زینب خاتون با شمر ملعون

گفتار عالیجناب زینب خاتون با شمر ملعون

 

بگذار تا دمی زغمت نوحه سر کنم

آبی ز دیده ریزم و خاکی به سر کنم

بگذار تا دمی دم آخر به چشم تر

بر عارض برادر خود یک نظر کنم

بگذار تا که در برش آرم سکینه را

یکدم تسلی دل آن خون جگر کنم

بنموده غش برادرم سوز تشنگی

بگذار تر گلوی وی از چشم تر کنم

جسم حسین جراحت و گرمست آفتاب

بگذار سایه اش همی از موی سر کنم

تا زخم او به سوزن مژگان رفو کنیم

بگذار تا که خیر نسا را خبر کنم

جودی چو نیست تاب شنیدن دگر بس است

بهتر که این مکالمه را مختصر کنیم

  • paper | ایران موزه | پاپو مارکت