تبلیغات
یا لثارات الحسین - كویتی پور
 
یا لثارات الحسین

تاریخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

در اردیبهشت سال ۱۳۳۷ در محله ایران نوین خرمشهر به دنیا آمد.


دوران زندگی:

پدرش از آژانهای قدیمی بود که در بحبوحه سال ۱۳۴۲ او را ناجوانمردانه مسموم کردند تا نکند جنایتهای رژیم را گزارش دهد. از آن روز مادرش در سن ۳۳ سالگی برای ۹ پسر و پنج دختر هم مادر بود و هم پدر.

پیشاهنگی:

کویتی پور از سال اول راهنمائی وارد رشته موسیقی شد و به خاطر صدای خوبش از طرف دبیرستان به پیشاهنگی معرفی می شود. برادر بزرگتر او مشوق وی در موسیقی بوده است.

خوانندگی مذهبی:

در سال ۱۳۵۶ به خوانندگی مذهبی روی آورد و در ایام محرم در مراسم عزاداری می خواند. او از مداحان معروف در زمان جنگ ایران و عراق بود که از نوحه‌های معروف آن زمان می توان به «غریبانه» و «چنگ دل» و «دل پریشانم» اشاره کرد.

نوحه حماسی معروف:

همچنین وی به مناسبت آزادسازی خرمشهر نوحه حماسی معروف «ممد نبودی ببینی» را به یاد شهید محمد جهان آرا خواند. او خود را نه مداح بلکه حماسه خوان می داند.

گرایش به مداحی:

برادر بزرگم جاسم نخستین مداح از خانواده ما بود که در سنین کودکی آنقدر زیبا مداحی می کرد که مردم نمک می ریختند تا نکند چشم بخورد. من با اینکه کودکی بیش نبودم با هزار زحمت خود را به هیئت می رساندم تا مداحی برادرم را ببینم و شاید در همان دوران بود که این علاقه در من شکل گرفت.

دوران جوانی:

در دوران جوانی دوره های موسیقی را فراگرفتم و حتی برخی از آلات موسیقی را تک نوازی می کردم. این علاقه موجب شد تا برخی از مداحیها و مرثیه سراییها را با موسیقی پاپ اجرا کنم. 
۶ سال مربی آموزشی به نیروهای بسیجی بودم تا آماده و ورزیده شده و به خط مقدم اعزام شوند. 
زیاد عشق خواندن ندارم یا اینکه هر سال CD یا آلبوم منتشر کنم ولی متاسفانه امروزه برخی از هیئتها رنگ و بوی دیگری گرفته است من هم کمتر هیئت می روم. البته اگر یادوراه شهدا باشد قبول می کنم و بابت آن پولی نمی گیرم زیرا مزدش را صاحب عزا می دهد.

آلبوم غریبانه:

قرار نبود آلبوم غریبانه منتشر شود، پولی بابت این آلبوم نگرفتم: غلام کویتی پور برای اجرا هیچ پولی دریافت نمی کند. 
این آلبوم کار آزمایشی بود و با صدایم خیلی بازی شده بود. قرار نبود به بازار بیاید ولی عرضه شد. برای آن هیچگونه پولی نگرفتم اما برای تهیه کننده منفعت خوبی داشت! غلام کویتی پور هیچ پرونده و سندی از دوران حضورش در جنگ ندارد و تاکنون حقوق یا دستمزدی از نهادی نگرفته و تحت پوشش سازمان دولتی نیست.

مهم ترین بخش های مصاحبه با رادیو فردا به این شرح است:

ما به هر حال یک فرهنگ ۲۵۰۰ ساله داریم که انشاءالله این فرهنگ غنی دوباره برگردد. دیانت اسلام هم که در کنارش هست. 
من نواهایی که خودم خوانده ام، داشته ها و تجربیاتی از موسیقی پاپ بوده که مورد علاقه ام بوده. 
من همیشه می گویم موسیقی اصیل ایرانی موسیقی مقدسی است. چون واقعاً لهو و لعب نمی بینم. حالا ملودی های شش و هشت هست و برای جشن ها خوانده می شود... 
آن زمان که ما این نوای ممد نبودی را خواندیم، خیلی ها گفتند آقا چرا نمی گویی ملودیش مال خودت است. گفتم برای چه دروغ بگوییم آخر؟ ملودی مال ما نیست، مال گذشتگان است اما شناسنامه ای ندارد. 
یک بار که من آمدم نماز جمعه تهران برای اینکه یک کار حماسی بخوانم، گفتند آقای کویتی پور هفت دقیقه هشت دقیقه، گفتم هزار کیلومتر کوبیدیم زمینی آمدیم حداقل وظیفه دارید که دین شاعر را ادا کنید. نمی خواهیم که چهار ساعت بخوانیم. روی هم رفته بیست بیت است این و بیست بیت را بدون مکث می خوانیم که هم قصه شعر مشخص شود و هم پایانش مشخص شود. که ما حدوداً ربع ساعت از وقت را گرفتیم و خواندیم هنگامه پیکار یاران خدا آمد.

روایت ازدواج کویتی پور در محضر امام خمینی ره:

اواخر جنگ بود. درست ۶ ماه مانده بود به امضای قطعنامه ۵۹۸ که فرمانده زرهی ارتش شهید عظیمی به شهادت رسید و به دستور آقای شمخانی به تهران آمدم تا دعای کمیل این شهید را در مراسمش بخوانم. همانجا بود که به واسطه دوستان با خانواده همسرم آشنا شدم. پس از صحبتهای اولیه قرار شد خطبه عقدمان را حضرت امام(ره) بخواند ولی این مستلزم ماهها و شاید سالها انتظار بود. تا اینکه در یک مراسم که داماد امام (ره) شرکت داشتند من این موضوع را مطرح کردم و وی به نوعی پارتی ما شد تا ما خدمت امام رسیدیم. خطبه عقد با مهریه ۵۰ هزار تومان در فضای معنوی خوانده شد. یادم هست که سید احمد آقا وکیل داماد بودند و امام هم وکیل عروس. آنجا آقای انصاری به امام گفتند آقای کویتی پور از حماسه سراهای جبهه ها هستند.

دعای امام:

امام(ره) که سرشان پایین بود به بنده نگاهی کردند و گفتند: "خدا شما را حفظ کند" البته این دعا را هم برای آقای آهنگران هم فرمودند. این دعا تا امروز ما را حفظ کرده و به مادیات دنیوی دل نبستم. این ازدواج خوش یمن را با دیدن دخترم که دانشجوی رشته گرافیک است همیشه در یاد دارم. 
جوان ۲۲ ساله‌ای که نوای "ممد نبودی‌اش..." سالهاست برگی از تاریخ حماسه ایران شده امروز هم در میانسالی اش هنوز با خاطرات دفاع مقدس زندگی ساده و بی آلایشی دارد و به گفته خودش تاکنون نان صدایش را نخورده است.

مسئولیت ها و مقام ها:

از مداحان معروف در زمان جنگ ایران و عراق

آثار :

از نوحه‌های معروف او : «غریبانه»، «چنگ دل» و «دل پریشانم»و نوای معروف:«ممد نبودی ببینی» 
او علاوه بر خواندن تعداد زیادی اشعار مذهبی و حماسی آلبوم هایی به نام‌های «غریبانه» و «غریبانه۲» و «خاموش» را ارائه کرده است. آلبوم «غریبانه۲» بدون هماهنگی او پخش شد و بعد از مدتی از بازار جمع آوری شد.

نقل قول و خاطرات:

یک بار یکی از نوجوانان مسیحی آمد به دوستانم گفت : "من شلوار جین پوشیده‌ام با لباس تنگ. فقط می‌خواهم با حاج ‌آقا عکس بگیرم. حاج آقا می‌گذارند؟" دوستم گفته بود: "اتفاقاً حاج ‌آقا به قول تهرانی ها "کر" شماست؛ مثل خودتان است. شما را دوست دارد". کم‌ کم آن نوجوان به مراسم عزاداری آقا اباعبدالله آمد و بعد از مدتی مسلمان شد و حالا کسی است که میاندار یکی از هیئتهای بزرگ است. به گزارش مهر، ساعت حدود ۵ عصر بود و من (خبرنگار)در کوچه پس کوچه های شهرک ژاندارمری به دنبال خانه ای می گشتم که در آن خالق بهترین حماسه سرایی های دوران دفاع مقدس ساکن بود. ظاهر خانه آپارتمانی بود. چندین بار زنگ خانه را زدم ولی با اینکه قرار داشتیم پاسخی نشنیدم.
پس از ۱۰ دقیقه دوباره زنگ خانه را زدم و این بار غلام کویتی پور با همان صدای خاصش گفت بفرمائید بالا... وقتی وارد آپارتمان کوچکش شدم تعجب کردم. تصور میکردم خانه یکی از معروف ترین حماسه سرایان دوران دفاع مقدس"محمد نبودی ببینی..." و مبتکر مرثیه سرایی محرم با موسیقی آیینی، مجلل و بزرگ باشد ولی آنچه دیدم خانه ای ساده و اجاره ای بود. نگاهم به تلویزیون گراندیک ۲۱ اینچ قدیمی که روی میزی چوبی کنار اتاق بود افتاد. نگاه پرسش گرم را متوجه شد گفت آنتنش فعلا خراب است. شروع به صحبت که کردیم گفت: به هیچ عنوان نمی خواهم وارد زندگی شخصی ام شوید. بهتر است در مورد حماسه سرایی گفتگو کنیم.

درمورد نوحه محمد نبودی ببینی:

محمد نبودی ببینی ... بغض گلویم بود که در مسجد جامع خرمشهر ترکید. آن زمان شهید محمد جهان آرا را همه می شناختند. این جوان در آن دوران به تمام آنهایی که برای دفاع از خرمشهر آمده بودند اعم از کرد، بلوچ و آذری اعتماد کرد و اسلحه داد تا در مقابل دشمن ایستادگی کنند و نتیجه این اعتمادش را هم دید. 
وقتی که خرمشهر آزاد شد یاد آرزوی محمد افتادم که آرزو داشت دروازه های شهر خرمشهر را ببیند در حالی که مردمانش آزادانه زندگی می کنند. 
این مساله خیلی ذهن من را با خود درگیر کرده بود تا اینکه "جواد عزیزی" شاعر و نویسنده ذهنیاتم را به شعر تبدیل کرد و ناگهان بغضی که در گلو داشتم در مسجد خرمشهر ترکید و خواندم" محمد نبودی ببینی... شهر آزاد گشته خون یارانت پرثمر گشته... آه و واویلا..." کویتی پور در مورد حضورش در دوران دفاع مقدس می گوید: سال ۵۹ بود و هنوز خبری از جنگ نبود. یادم هست وقتی روی پشت بام خانه می خوابیدیم صدای گلوله از مرز شلمچه به گوش می رسید. ولی هیچیک از نظامیان خبر درستی به ما نمی دادند. تا اینکه من برای درمان چشم یکی از دوستانم به شیراز رفته بودم که راننده تاکسی به من گفت: شنیدم به خرمشهر حمله شده! من دیگر چیزی یادم نمی آید به سرعت خودم را با اولین اتوبوس به خرمشهر رساندم و از روز سوم جنگ تا آزادی خرمشهر آنجا بودم. 
نه گردانی بود و نه گروهانی ما بودیم و دست خالی و کاروانی از بعثیها... برای همین است که امام خمینی(ره) فرمودند: خرمشهر را خدا آزاد کرد. آن زمان ۲۲ سال بیشتر نداشتم. گاهی در نیمه های شب صدای پچ پچ به گوشم می رسید هر چه گوش میدادم نمی فهمیدم چه می گویند. فکر می کردم خارجی هستند ولی وقتی نزدیک تر می شدم می دیدم آذری، کرد، بلوچ و همه آمده بودند تا خرمشهر را آزاد کنند. بر خلاف برخی از مداحان من در دوران دفاع مقدس هیچگاه در تبلیغات جنگ نبودم.

مداحی در دوران دفاع مقدس:

مداحان و حماسه سرایان در دوران دفاع مقدس آنقدر تاثیر گذار بودند که گویی بدون صدای گرم آنها جبهه ها رنگ و بویی نداشت. البته بسیاری از مداحان تاثیر گذار هنوز هم هستند ولی همانند دوران دفاع مقدس در گمنامی به سر می برند و کسی حالی از آنها نمی پرسد.

شبهای عملیات:

یادش بخیر شبهای عملیات یک سنگر من بودم، یک سنگر حاج صادق آهنگران و سنگر دیگری شهید ناظم زاده، سازگار، مهدی منصوری، اصفهانی، علی اصغر زنجانی، کلامی، مردانیها، برادران طاهری و... به قول معروف عملیات بدون زیارت عاشورا و دعای کمیل آغاز نمی شد. 
یادم هست حدود ۶ یا ۷ سال قبل بود که دست دخترم را گرفتم تا خرمشهر را به او نشان بدهم. برای خودم هم تجدید خاطرات تلخ و شیرین بود. نمی توانستم به درستی این فضای سنگین را هضم کنم زیرا عمرم را در این شهر جا گذاشته بودم. دخترم پرسید: بابا اینجا خرمشهر است پس چرا اینقدر ویران شده؟ گفتم: دخترم اینجا روزی عروس خاورمیانه بوده است و اگر میبینی پس از سالها هنوز ویرانه است از بی وفایی ها است.

تقلید صدای کویتی پور:

من آنها را حلال می کنم حتی برخی از آنها بهتر از خود من می خوانند ولی مراقب باشند که به شان ائمه اطهار توهین نشود.

روزهای محرم:

هر روز محرم برای یک عزیز نامگذاری شده است. من بیشتر توسلم به حضرت زینب است. "بنشین تا به تو گویم زینب.. غم دل با تو بگویم زینب... بعد من غافله سالار تویی خواهر من... دختر حیدر کرار تویی خواهر من"

درمورد مرحوم رسول ملاقلی پور:

مرحوم رسول ملاقلی پور برای ساختن آهنگ باکلام "میم مثل مادر" بارها با من تماس گرفت. ولی آن وقت من مشغول کاری بودم و نتوانستم. در حالی که ارادت زیادی به این کارگردان داشتم و زمانی که فیلم را نگاه کردم ساعتها می گریستم. 
وی در مصاحبه با رادیو فردا تاکید می کند:« خدایی اش به ما نگویید مداح. حالا درست است در جمع هایی بودیم، خواندیم، ولی بیشتر حماسه خواندیم تا اینکه روضه خوانی کنیم. خیلی ها به من گفتند آقا چرا روضه نمی خوانی؟ گفتم مگر من روضه خوانم که روضه بخوانم؟

منابع: 
http://www.tebyan.net 
http://www.fardanews.com 
http://www.tadavom.koolebar.ir








صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
کدهای جاوا اسکریپت و ابزار وبمستر JavaCod.Ir کدهای جاوا اسکریپت JavaCod.Ir